به غبار خاک پای تو ای عزیز ترین
که بی تو در صحرای دنیا سرگردانیم
گرنیایی حقیر می میریم
سلام
میدانم که هیچ وقت من را فراموشم نمی کنی خدایا تنهای تنهایم
هیچ رفیقی نمی بینم که همیشه هوای من را داشته باشد
همه مصنوئی وحسابگر شده اند خدا جون از تنهایی دارم می میرم
خدا ما هم یک زمانی برای خودمان کسی بودیم ما از آنهائی بودیم که
نماز جماعت ترک نمی شد دعای کمیل ترک نمی شد یادش بخیر
دوشنبه ها دعای توسل یادش بخیر در اولیا دعای توسل حالی پیدا می کردیم
که الان اگر صد تا دعای توسل تا آخر بخوانیم از آن حال ها دیگر خبری نیست
که نیست خدایا چه خاکی بر سرمان شد چرا هدفهایما ن عوض شد
میدانم مقصر خودم هستم لعنت بر این مال دنیا که فریبمان داد
به قول ادوستان اگر خوبش که ماهستیم هزران هزار دروغ
در یک معالمه می گویم برو به آخرش که دیگه چه خبره خدایا می دانم
که من فراموش نکرده ایم ولی می گویم، که ما از بچگی تورا به کریم
بودن رحیم بودن وامثال این صفتها می شناسیم خد یا تورا به کرمت قسم
با من آن چنان کن که خود شایسته اش هستی نه اینکه من لیاقتش را دارم
زیرا من لیقات هیچ چیز را ندارم خدایا ابتدا گفتم که هیچ رفیقی
ندارم جز تو گفتم که همه مصنوئی شده اند وبی معرفت خدایا شایدهم
من خیلی گند شده ام و هیچ کس حال تحمل مرا ندارد اما می دانم
وایمان دارم که شما مرا تحمل میکنید چونکه به هزران هزار دلیل من
اگر یک اپسیلون به سوی تو حرکت کرده ام تو هزاران هزار قدم به
سویم آمده ای خدایا اما من یک رفیق دیگر نیز داشته ام که خیلی
رفیق فیکس بود ومن همیشه ادعا می کردم که عاشق او هستم
واو خیلی با معرفت بود وهمچنا ن با معرفت هست وهوایم را
خیلی داشت ودارد زیرا من سفارش کرده مادرش بودم اما خدا آنقدر
گندشده ام که دیگر با او بودن حس نمی کنم خدا میدانم قص
ه ما شبیه مثال گر گدا کاهل بود تقصیر صابخانه چیست
اما خدا شما وساطتی کن بین گناهان من ودل او خدا کمکم کن
ابتدا به تو وسپس به او نزدیک شوم آری آن دوست که گفتم
مهدی زهرا(س ) است خدایا ظهورش نزذیک کن